![]() |
![]() |
|
دستورالعمل اولالحمدلله رب العالمين، و الصلاة علي سيد الأنبياء و المرسلين، و علي آله سادة الأوصياء الطاهرين و علي جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين. جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي كنند؛ اگر مقصودشان اين است كه بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست. و اگر بگويند كلمه اي مي خواهيم كه امّالكلمات باشد و كافي براي سعادت مطلقه دارين باشد، خداي تعالي قادر است كه از بيان حقير، آن را كشف فرمايد و به شما برساند. پس عرض مي كنم كه غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/ ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح. و ترك معصيت، حاصل نمي شود به طوري كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اين كه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست. پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستيم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم. پس كيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا كامياب شويم. ديگر توضيح نخواهيد و آن كه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [كنيد]، خودش توضيح خود را مي دهد. اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستي؟! مي گويم: «اگر بنا بود كه بايد بگوييم ما عامليم به هرچه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمي شديم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علي العباد أن يتعلّموا حتي أخذ علي العماء أن يعلّموا». مخفي نماند اگر ميسور شد براي كسي، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه «كونوا دعاة إلي الله بغير أاسنتكم» وفقّنا الله و اياكم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علي محمد و آله الطاهرين واللعن علي أعدائهم أجمعين. مشهد، ربيع الثاني
دستور العمل دومكوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليات. آنچه را كه دانستيم، عمل نماييم و آنچه را كه ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين.
دستورالعمل سومگفتم كه: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ در خانه اگر كس است، يك حرف بس است بارها گفته ام و بار دگر مي گويم: «كسي كه بداند هر كه خدا را ياد كند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي داند چه بايد بكند و چه بايد نكند؛ مي داند كه آنچه را كه مي داند، بايد انجام دهد، و در آنچه كه نمي داند، بايد احتياط كند. » والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته الاقل محمد تقي البهجة
دستور العمل چهارمالحمدلله وحده، و الصلاة علي سيد انبياء و علي آله الطيبين، و اللعن أعدائهم اجمعين. جماعتي از مؤمنين و مؤمنات، طالب نصيحت هستند؛ بر اين مطالبه، اشكالاتي وارد است، از آن جمله: . نصيحت در جزييات است، و موعظه، اعمّ است از كليات و جزييات؛ ناشناس ها و همديگر را نصيحت نمي كنند. . «من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم»؛ «[من عمل بما علم] كفي ما لم يعلم»؛ (والذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا). . آنچه مي دانيد، عمل كنيد؛ و در آنچه نمي دانيد؛ احتياط كنيد تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانيد كه بعض معلومات را زير پا گذاشته ايد؛ طلب موعظه از غير عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظي را شنيده ايد و مي دانيد، عمل نكرديد، و گرنه روشن بوديد. . همه مي دانند كه «رساله عمليه» را بايد بگيرند و بخوانند و بفهمند، و تطبيق عمل بر آن نمايند، و حلال و حرام را با آن تشخيص بدهند؛ و همچنين مدارك شرعيه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمي توانند بگويند: . « ما نمي دانيم چه بكنيم و چه نكنيم. » . كساني كه به آنها عقيده داريد، نظر به اعمال آنها نماييد، آنچه مي كنند از روي اختيار، بكنيد، و آنچه نمي كنند از روي اختيار، نكنيد؛ و اين، از بهترين راه هاي وصول به مقاصد عاليه است؛ «كونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتكم»؛ مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است. . از واضحات است كه خواندن قرآن در هر روز، و ادعيه مناسبه اوقات و امكنه، در تعقيبات وغيرآنها؛ و كثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زيارت علما و صلحاء و همنشيني با آنها، از مرضيات خدا و رسول(ص) است و بايد روز به روز، مراقب زيادتي بصيرت و انس به عبادت و تلاوت و زيارت باشد. . و بر عكس، كثرت مجالست با اهل غفلت، مزيد قساوت و تاريكي قلب و استيحاش از عبادت و زيارات است؛ از اين جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زيارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ايمان، به سوء حال و نقصان، مبدل مي شوند؛ پس، مجالست با ضعيف الايمان- در غير اضطرار و براي غير هدايت آنها- سبب مي شود كه ملكات حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را ياد بگيرد: . « جالسوا من يذكركم الله رؤيته، و يزيد في علمكم منطقه، و يرغبكم في الاخرة عمله. » . از واضحات است كه ترك معصيت در اعتقاد و عمل، بي نياز مي كند از غير آن؛ يعني غير، محتاج است به آن، و او محتاج غير نيست، بلكه مولد حسنات و دافع سيئات است: . (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون.) . عبوديت ترك معصيت در عقيده و عمل. . بعضي گمان مي كنند كه ما از ترك معصيت عبور كرده ايم!! غافلند از اين كه معصيت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم، كبيره است؛ مثلاً نگاه تند به مطيع، براي تخويف، إيذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصي، براي تشويق، اعانت بر معصيت است. . محاسن اخلاق شرعيه و مفاسد اخلاق شرعيه، در كتب و رسائل عمليه، متبين شده اند. دوري از علما و صلحا، سبب مي شود كه سارقين دين، فرصت را غنيمت بشمارند و ايمان و اهلش را بخرند به ثمن هاي بَخس و غير مبارك، همه اينها مجرب و ديده شده است. . از خدا مي خواهيم كه عيدي ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان، موفقيت به «عزم راسخ ثابت دائم بر ترك معصيت» قرار بدهد كه مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه است، تا اين كه ملكه بشود ترك معصيت؛ و معصيت براي صاحب ملكه، به منزله زهر خوردن براي تشنه است، يا ميته خوردن براي گرسنه است. البته اگر اين راه تا آخر، مشكل بود و به سهولت و رغبت، منتهي نمي شد، مورد تكليف و ترغيب و تشويق از خالق قادر مهربان نمي شد. . «و ما توفيقي إلا بالله، عليه توكلت، و إليه انيب». و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين» . ربيع المولود
دستورالعمل پنجمبسمه تعالي كسي كه به خالق و مخلوق، متيقن و معتقد باشد، و با انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم، جميعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادي و عملي به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حركت و سكون نمايد، و در عبادات، «قلب» را از غير خدا، خالي نمايد، و فارق القلب، نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد، و با مشكوك ها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر كه را امام، مخالف خود مي داند با او مخالف باشد، و هر كه را موافق مي داند با او موافق، [و] لعن نمايد ملعون او را، و ترحم نمايد بر مرحوم او و لو علي سبيل الاجمالي؛ هيچ كمالي را فاقد نخواهد بود و هيچ وِزر و بالي را واجد نخواهد بود. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته العبد محمد تقي البهجة
دستورالعمل ششمهيچ ذكري، بالاتر از «ذكر عملي» نيست؛ هيچ ذكر عملي، بالاتر از «ترك معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست.» و ظاهر اين است كه ترك معصيت به قول مطلق، بدون «مراقبه دائميه»، صورت نمي گيرد. والله الموفق العبد محمد تقي البهجة
دستورالعمل هفتممن كلام علي عليه السلام: «إعلم أن كل شيء من عملك تبع لصلاتك: بدان كه هر چيزي از عمل تو تابع نماز توست »؛ عليكم بالمحافظة علي الصلوات الخمس في اوائل أوقاتها و بالإقبال بالكل إليه تعالي فيها، لا تفوتكم السعادة إن شاء الله تعالي: بر شما باد به محافظت بر نمازهاي پنج گانه در اولين وقت هاي آنها؛ و بر شما باد به روي نمودن و توجّه با تمام وجود بسوي خداي تعالي؛ { در اين صورت} سعادت را از دست نخواهيد داد إن شاء الله تعالي. وفقنا الله و اياكم لمراضيه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرين صلوات عليهم أجمعين.
دستورالعمل هشتمبسمه تعالي جماعتي هستند كه وعظ و خطابه و سخنراني را كه مقدمه عمليات مناسبه مي باشند، با آنها معامله ذي المقدمه مي كنند، كأنه دستور اين است كه «بگويند و بشنوند، براي اين كه بگويند و بشنوند!» و اين اشتباه است. تعليم و تعلم، براي عمل، مناسب است و استقلال ندارند. براي تفهيم اين مطلب و ترغيب به آن فرموده اند: «كونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتكم» با عمل بگوييد و از عمل ياد بگيريد و عملاً شنوايي داشته باشيد. بعضي مي خواهند معلم را تعليم نمايند، حتي كيفيت تعليم را از متعلمين ياد بگيرند. بعضي « التماس دعا » دارند، مي گوييم « براي چه؟» درد را بيان مي كنند، دوا را معرفي مي كنيم، به جاي تشكر و به كار انداختن، باز مي گويند: «دعا كنيد!» دور است آنچه مي گوييم و آنچه مي خواهند؛ شرطيت دعا را با نفسيت آن مخلوط مي كنند. ما از عهده تكليف، خارج نمي شويم، بلكه بايد از عمل، نتيجه بگيريم و محال است عمل، بي نتيجه باشد و نتيجه، از غير عمل، حاصل شود؛ اين طور نباشد: پي مصلحت، مجلس آراستند نشستند و گفتند و برخاستند! خدا كند قوال نباشيم، فعّال باشيم؛ [مبادا] حركت عمليه بدون علم بكنيم [و] توقف با علم بكنيم. آنچه مي دانيم بكنيم، در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط كنيم تا بدانيم؛ قطعاً اين راه پشيماني ندارد. به همديگر نگاه نكنيم، بلكه نگاه به « دفتر شرع » نماييم و عمل و ترك را مطابق با آن نماييم. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
دستورالعمل نهمآقاياني كه طالب مواعظ هستند، از ايشان سئوال مي شود: آيا به مواعظي كه تا حال شنيده ايد، عمل كرده ايد، يا نه؟ آيا مي دانيد كه: «هر كه عمل كرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم مي فرمايد؟» آيا اگر عمل به معلومات - اختياراً ـ ننمايد، شايسته است توقع زيادتي معلومات؟ آيا بايد دعوت به حق، از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده: «با اعمال خودتان، دعوت به حق بنمايد؟» آيا طريق تعليم را بايد ياد بدهيم، يا آنكه ياد بگيريم؟ آيا جواب اين سئوال ها از قرآن كريم: ( والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا )، و از كلام معصوم: «من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم يعلم » و «من عمل بما علم، كفي ما لم يعلم»، [روشن نمي شود؟] خداوند توفيق مرحمت فرمايد كه آنچه را مي دانيم، زير پا نگذاريم و در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود.
وما توفيقي إلا بالله، عليه توكلت و إليه انيب. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته الاقل محمد تقي البهجة مشهد مقدس يكشنبه هـ.ش. مطابق با ربيع الاول هـ.ق.
دستورالعمل دهمهمه مي دانيم كه رضاي خداوند اجّل، با آنكه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ كه]: بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم كه براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد. پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر كوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او كه مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. و آنچه مي دانيم كه اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ كه آنها هر كدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. پس بايد بدانيم كه هدف بايد اين باشد كه تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنكه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد. وقفنا الله لترك الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.
الأقل محمد تقي بهجة مشهد مقدس چهارشنبه هـ ش مطابق با ربيع الاول هـ ق
دستورالعمل يازدهمالحمدلله وحده و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله سادة الأوصياء الطاهرين و اللعن الدائم علي اعدائهم من الأولين و الآخرين. و بعد، مخفي نيست بر اولي الألباب كه اساسنامه حركت در مخلوقات، شناختن محرّك است كه حركت، احتياج به او دارد، و شناختن ما منه الحركه و ما إليه الحركه و ما له الحركه، يعني بدايت و نهايت و غرض، كه آن به آن، ممكنات، متحرك به سوي مقصد مي باشند. فرق بين عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا. پس، اگر محرك را شناختيم و از نظم متحركات، حسن تدبير و حكمت محرّك را دانستيم، تمام توجه ما به اراده تكوينيه و تشريعيه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترين شهيد باشد؛ و واي به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد. در عواقب اين حركات، جاهل مي گويد: «اي كاش خلق نمي شدم »، عالم مي گويد: «كاش هفتاد مرتبه، حركت به مقصد نمايم و باز برگردم و حركت نمايم و شهيد حق بشوم». مبادا از زندگي خودمان، پشيمان شده برگرديم؛ صريحاً مي گويم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصي در ياد منعم حقيقي است و نصف ديگر در غفلت، نصف زندگي، حيات او محسوب و نصف ديگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خويش و عدم نفع. خداشناس، مطيع خدا مي شود و سر و كار با او دارد؛ و آنچه مي داند موافق رضاي اوست، عمل مي نمايد؛ و در آنچه نمي داند، توقف مي نمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مي نمايد و عمل مي نمايد، يا توقف مي نمايد؛ عملش، از روي دليل؛ و توقفش، از روي عدم دليل. آيا ممكن است بدون اين كه با سلاح اطاعت خداي قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آيا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست، مگر براي خداييان، و ضعفي نيست مگر براي غير آنها. حال اگر در اين مرحله، صاحب يقين شديم، بايد براي عملي نمودن اين صفات و احوال، بدانيم كه اين حركت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّك دواعي باطله است، كه اگر اعتنا به آنها نكنيم، كافي است در سعادت اتصال به رضاي مبدأ اعلي: « أفضل زاد الراحل إليك عزم إرادة ». والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين. مشهد مقدس چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش. مطابق با ربيع الاول ه. ق.
منبع:Nosazi.Ir |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:17 توسط علی شیرمردی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:25 توسط علی شیرمردی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:52 توسط علی شیرمردی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:47 توسط علی شیرمردی |
|
فایده و سرّ غیبتبرای غیبت با توجه به مجموعه روایات و رهنمودهای معصومین علیهمالسلام ، حکمتهایی ذکر شده است. از جمله اسرار غیبت آن است در دوره غیبت ملل جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر آمادگی علمی و اخلاقی و عملی پیدا میکنند؛ زیرا ظهور آن حضرت چون ظهور انبیا و سایر حجتهای الهی نیست که مبتنی بر علل عادی و ظاهری باشد. روش آن حضرت در رهبری جهانیان مبنی بر حقایق و واقعیتها و ترک تقیه خواهد بود و این امر نیاز به تکامل علوم و معارف و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد؛ به طوری که استعداد عالمگیر شدن تعالیم اسلام و جهانی شدن حکومت قرآن فراهم باشد. آزمون مردمغیبت امام عصر(عج) سبب میشود تا نفاق پنهان عدهای آشکار، و ایمان حقیقی مؤمنان واقعی معلوم شود و مردم در کوره حوادث این دوران آزموده و خوب و بد آنها مشخص گردد. لذا وقتی از امام باقر علیهالسلام پرسیدند فرج شما اهل بیت کی فرا خواهد رسید، حضرت فرمودند: این امر واقع نخواهد شد، مگر زمانی که شما غربال شوید و افراد آلوده و پاکان و مخلصان از همدیگر به طور کامل جدا شوند. ظهور امام زمان(عج) و شروط آنظهور امام زمان(عج) متوقف بر شرطهایی است که از جمله آنهاست: وجود یاران فداکار و با ایمان که با تمام وجود آماده فداکاری در راه حاکمیت بخشیدن احکام الهی باشند و لحظهای از پیروی دستور حجت الهی غفلت نکنند. شرط دیگر آمادگی فکری و اعتقادی توده مردم است که با شنیدن دعوت رهاییبخش امام زمان(عج)، با جان و دل پذیرا باشند و زمینه را برای هرچه بهتر و بیشتر فراهم شدن حکومت عدل جهانی آماده سازند. علایم ظهورگرچه برای ظهور امام زمان(عج) وقت خاصّی ذکر نشده، اما در لابلای روایات اهلبیت علیهمالسلام به وقایعی به عنوان نشانههای ظهور اشاره شده است که مقارن یا به دنبال آن، ظهور حضرت مهدی(عج) واقع خواهد شد. این نشانهها را از جهات مختلفی طبقهبندی میکنند. از بخش مهمّی از این علایم به عنوان نشانههای غیرحتمی ظهور یاد میکنند که تعداد آنها بیش از صدها مورد است که از جمله در یکی از روایات امام صادق علیهالسلام به حدود 108 مورد تصریح شده است که برخی از آنها عبارتند از: فراگیر شدن ستم، پیدایش بدعتها، بیتوجهی به حق، گرایش به باطل، رو برتافتن از قرآن، بیاحترامی به بزرگان، حرام شدن حلال و حرام شدن حلال، ترک امر به معروف و نهی از منکر، علنی شدن گناهان بزرگ، زیاد شدن خونریزی، سبک شمردن نماز، رقابت بر سر کسبهای حرام و روی آوردن مردم به رشوه و سوگند دروغ و لهو و لعب. چگونگی ظهور مهدی(عج)وقتی زمان ظهور فرا رسد به دنبال ندایی آسمانی که مردم را به پیروی از حقّ دعوت خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) در کنار خانه خدا ـ در میان رکن و مقام ـ حاضر میشود و از پیروان خود که حدود 313 نفرند بیعت میگیرد. آنگاه اوّلین سخنرانی خود را در کنار خانه خدا خطاب به مردم ایراد میکند و از جمله میفرماید: هرکس میخواهد آدم و شیث را ببیند اینک منم آدم و شیث. هرکس بخواهد نوح و سام و... ابراهیم و اسماعیل و... موسی و یوشع و... عیسی و شمعون و... محمّد و علی علیهالسلام را ببیند اینک منم نوح و سام و... محمد و علی... آنگاه از تک تک کتابهای آسمانی از جمله تورات و انجیل و قرآن آیاتی تلاوت کرده، مردم را به پیروی کامل از احکام الهی فرا میخواند. به دنبال آن لحظه به لحظه، مردم به یاران آن حضرت میپیوندند. سپس به کمک امدادهای پنهان و پیدای الهی و حمایت مردم و فداکاری یاران با ایمان و مخلص، بعد از مبارزه با دشمنان، حکومت عدل جهانی را در سرتاسر عالم حاکمیت میبخشند. وظيفه منتظران تا آمادگیهای فردی و اجتماعی در مردم ایجاد نگردد، حضرت مهدی(عج) قیام نمیکنند. بنابراین مهمترین پرسش برای هر فرد مؤمن در دوران غیبت آن حضرت، این است که با انجام دادن چه اعمالی و متخلق شدن به چه اخلاقی، میتوان به ظهور آن حضرت کمک کرد و اصولاً یک مسلمان، در دوران غیبت، چه وظایفی بر عهده دارد؟ در مجموعه سخنان معصومین علیهمالسلام پاسخهای فراوانی به این پرسش، داده شده که به برخی از آنها اشاره میشود. شناخت امام عصر(عج)بیشک، شناخت، نخستین و مهمترین گام در هر کاری است. به همین دلیل، یکی از اساسیترین وظایف افراد در دوران غیبت، شناخت امام زمان(عج) است. تا انسان، شناخت درستی از ویژگیهای امام(عج) نداشته باشد، نمیتواند از وظایف و مسؤولیتهایی که در زمینه پیروی از امام(عج) برعهده اوست، درک درستی داشته باشد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. امام حسن عسکری علیهالسلام با معرفی حضرت مهدی(عج) به حضرت عبدالعظیم حسنی، فرمودند: فرزندم؛ محمد، امام و حجت خدا پس از من است. هرکس که بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. در انتظار ظهورکسی که از بیعدالتیها و نابسامانیها ناراحت باشد، هرلحظه در انتظار ظهور منجی موعود جهانی خواهد بود؛ زیرا میداند تنها در صورت قیام شکوهمند آن حجت برحق الهی است که همه عوامل فساد و ظلم و تعدّی از بین خواهد رفت. امام صادق علیهالسلام درباره فضیلت انتظار ظهور میفرمایند: منتظر امر ما همانند مجاهدی است که در راه خدا، در خون خود بغلتد. امام علی علیهالسلام نیز فرمودند: منتظر فرج باشید و از رحمت الهی هرگز ناامید نشوید. به راستی، بهترین اعمال در پیشگاه خداوند انتظار فرج است. خودسازی و تهذیب نفسچون دوران انتظار، دوره آمادگی است، فرد منتظر برای آنکه در شمار یاران آن حضرت در قلم آید، باید ازپیش، شایستگیهای لازم را در خود فراهم آورد. با بیمبالاتی و آلودگی به گناهان نمیتوان خود را شیعه نامید، تا چه رسد به اینکه خود را شیعه منتظر بنامیم. امام صادق علیهالسلام فرمودند: شما جز با پرهیزگاری به ولایت ما نائل نمیشوید. همچنین میفرمایند: هرکس میخواهد از یاوران حضرت قائم(عج) شود، باید در حال انتظار، پرهیزگار باشد و به خصلتهای نیکوی اخلاقی رفتار کند. دعا برای تعجیل فرجبا توجه به نقش مهم دعا و جایگاه والای آن، پیروان واقعی امام زمان(عج) افزون بر تکلیفهای دیگر، هر صبح و شام با تمام وجود، برای تعجیل فرج آن حضرت دعا میکنند. آنان از خداوند متعال درخواست میکنند که با ظهور هرچه سریعتر آنحضرت، دلهای آنها را روشن سازد تا در سایه حکومت عدل جهانی آن حجت آخرین الهی، به سعادت واقعی دست یابند. وجود مبارک حضرت ولیعصر(عج) به شیعیان سفارش میکنند: «برای تعجیل در فرج و ظهور من، بسیار دعا کنید؛ زیرا فرج و گشایش کار شما در آن است». پیروی از نایبان امام زمان علیهالسلامپیروی از فقهای جامع الشرایط، که کارشناسان احکام الهی در دوره غیبتاند، از وظایف مهم شیعیان است. این بزرگواران از سوی ائمه اطهار علیهمالسلام به عنوان رهبران فکری و اعتقادی، برگزیده شدهاند. اسحاق بن یعقوب از امام زمان(عج) میپرسد: در زمان غیبت شما، احکام و مشکلاتی که برای ما پیش میآید، از چه کسانی بپرسیم؟ حضرت در جواب ایشان مینویسند: در حوادثی که پیش میآید، به راویان احادیث ما (مجتهدان جامعالشرایط) مراجعه کنید؛ زیرا آنان، حجّت و نماینده من و من، حجّت خدا بر آنانم. امام صادق علیهالسلام نیز میفرمایند: شما موظفاید در زمانی که به ما دسترسی ندارید، به فقها رجوع و به گفته آنها عمل کنید. مبادا قول آنها را ردّ کنید؛ زیرا ردّ قول آنها، ردّ ما و ردّ ما، ردّ خدا به شمار میآید. آمادگی برای یاری امام زمان(عج)یاران فداکار حضرت افزون بر اخلاص، ایمان، استقامت و جانفشانی، از امدادهای غیبی نیز برخوردار خواهند شد. البته همه کارها با امدادهای غیبی انجام نخواهد شد. بنابراین، فراهم شدن همه زمینههای یاری آنحضرت به ویژه آمادگیهای نظامی، از مهمترین وظایف به شمار میآید. امام صادق علیهالسلام میفرمایند: همه شما باید برای خروج حضرت قائم(عج) آماده باشید؛ گرچه این کار را با تهیه یک تیر انجام دهید. راهنمایی مردم در مسایل اعتقادیدر دوران بسیار خطیر غیبت، به دلیل پیدایش شبههها و خطرهایی که باورهای دینی مردم را تهدید میکند، دینداری و پایبندی به احکام الهی، بسیار مشکل خواهد بود. از اینرو یکی از مهمترین وظایف قشر آگاه و اندیشمند جامعه، آن است که از مرزهای عقیدتی دفاع کنند و به پرسشها و شبهههای فکری و اعتقادی، پاسخهای مناسبی بدهند. امام باقر علیهالسلام در اشاره به اهمیت و فضیلت چنین عملی میفرمایند: کسانی که سرپرستی یتیمان آل محمد صلیاللهعلیهوآله را عهدهدار شوند ـ یتیمانی که از امامشان جدا شدهاند و در دست شیاطین و دشمنان اهلبیت علیهمالسلام گرفتارند ـ و آنها را نجات دهند و از سرگردانی رها سازند، در پیشگاه الهی از درجات بسیار بالایی برخوردار خواهند شد. دوست داشتن امام عصر(عج)یکی از تکالیف انسانها در برابر وجود امام زمان(عج) لزوم تحصیل محبّت آن حضرت است؛ زیرا این تکلیف، مردم را به تلاش برای شناخت بیشتر وامیدارد. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: خداوند، تبارک و تعالی، در شب معراج به من وحی فرمود: ای محمّد، اگر هرکدام از بندگانم، مرا آن قدر عبادت کند که از شدّت عبادت در آستانه مرگ قرار گیرد، اما ولایت شما اهلبیت را نداشته باشد و در آن حال بمیرد، به جهنم خواهد رفت... آن گاه نور تک تک ائمه را به من نشان داد. هنگامی که نوبت به حضرت قائم(عج) رسید، فرمود: این قائم(عج) است... او را دوست بدار؛ زیرا من او و کسانی که او را دوست میدارند، دوست دارم. محزون بودن در فراق امام زمان(عج)یکی از ابعاد مسلم در سیره ائمه اطهار علیهمالسلام ، ندبه و اظهار اندوه شدید در فراق حضرت مهدی(عج) است. این امر در نوع خود، نوعی آموزش به پیروان راستین مکتب اهلبیت علیهمالسلام است. گروهی از یاران امام صادق علیهالسلام ایشان را دیدند که مانند پدری فرزند مرده، با دلی سوزان در فراق عزیزی گریه میکند و میفرماید: ای آقای من، غیبت تو، خواب از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ کرده است... چون دقت کردند، دریافتند که آنحضرت به یاد سختی فراق دوران غیبت فرزند خود؛ حضرت مهدی(عج)، چنین ناله و ندبه میکنند. اقتدا به امام زمان علیهالسلامهنگامی که انسان، کسی را به عنوان امام معصوم، مقتدای خود قرار داد، باید در همه رفتارها و کردارها از او پیروی کند. یکی از ویژگیهای حضرت مهدی(عج) بیاعتنایی به دنیا و سادهزیستی است. آیا فردی که غرق در لذتهای دنیوی است، میتواند ادعا کند که من پیرو امام عصر(عج) هستم. بارزترین صفت امام زمان(عج)، عدالت و دادگستری است. آیا کسی که به بندگان خدا، ستم روا میدارد، میتواند ادعای شیعه بودن آن حضرت را داشته باشد؟ پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: خوشا به حال آن کس که قائم اهلبیت(عج) را درک کند، در حالی که در زمان غیبت آن حضرت به او تأسی داشته است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:51 توسط علی شیرمردی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:48 توسط علی شیرمردی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:46 توسط علی شیرمردی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:1 توسط علی شیرمردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ----------------- برداشت مطلب بلا مانع است. |
|
RSS
|